محمد حسينى همدانى نجفى

73

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

مشركان را بقدرت لا يزالى بقتل رسانيده و به خاك و خون كشيده است . بالاخره مسلمانان بقدرت پرتوى و عاريتى رزمنده‌اند و فعل صادر مقدور ميان دو قدرت است يكى مباشرت و رزمجوئى و ديگر قدرت قتل و به خاك و خون كشيدن كبريائى است . خلاصه توحيد افعالى بر محور آنست كه فعل اختيارى بشر بما هو فعل مستند بساحت كبريائى است يعنى يك فعل صادر است و قوام آن باراده قاهره است نه آنست كه گفته شده كه دو فعل است يكى فعل حق تعالى و ديگرى فعل اختيارى بشر و نه طبق قول مجبره كه اراده بشر تأثير در فعل ندارد و نيز تقدم بر فعل بالذات ندارد و نه طبق قول مفوضه كه فعل فقط مستند به بشر است و ساحت كبريائى افعال و حركات ارادى و جوهرى بشر را به خود آنان واگذارده است و آنان را مستقل در اجراء خواسته‌هاى خود نموده است . بلكه قول صحيح كه قول امام صادق عليه السّلام نيز به آن تصريح فرموده ( لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين ) و نيز در باره تفسير آيه وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى ذكر شده مبنى بر اينكه افعال اختيارى بشر به مباشرت خود او صادر شده و قوام آن باراده قاهره خواهد بود و فعل واحد مستند به دو نيرو و دو اراده است يكى اراده ظلى و ديگرى اراده قاهره خواهد بود كه بر اساس قضاء و تقدير در باره همه مشخصات فعل اختيارى صادر از بشر است و در باره تقدير كبريائى ابهام و اهمال مفهوم ندارد بلكه ساحت كبريائى به تمام مشخصات بىنهايت هر فعل اختيارى احاطه و قيوميت داشته است و اراده و اختيار بشر نيز مانند ساير لوازم و مشخصات آن در طول اراده قاهره كبريائى است . با توجه باينكه اراده و قضاء و تقدير مقام كبريائى در باره فعل بشر بر حسب اقتضاء و خواسته بشر و مسألت او است زيرا اراده و مشيت كبريائى بر اساس پاسخ مسألت وجودى و خواسته كمونى بشر است و هرگز بطور گزاف و بدون استحقاق